پنج کشته و یک پرسش؛ چگونه حاشیه آزادراه به محل توقف برای خرید تبدیل میشود؟
ابراهیم فیروزیان
/چند روزی از حادثه تلخ آزادراه مشهد ـ باغچه گذشته است؛ حادثهای که جان پنج نفر را گرفت و چهار نفر دیگر را مصدوم کرد. شاید با گذشت چند روز، این خبر نیز مانند بسیاری از اخبار دیگر از صدر رسانهها فاصله گرفته باشد، اما آنچه این روزها در برخی محورهای مواصلاتی استان مشاهده میشود، نشان میدهد موضوع همچنان شایسته تأمل و بررسی است.
در روزهای اخیر، هنگام تردد در برخی جادههای استان، بار دیگر با خودروها و بساطهای فروش میوه در حاشیه راهها مواجه شدم؛ صحنهای که ذهنم را دوباره به حادثه آزادراه مشهد ـ باغچه برد. این پرسش بار دیگر در ذهنم شکل گرفت که آیا این حادثه صرفاً یک تصادف بود یا هشداری درباره مخاطرهای که همچنان در برخی محورهای مواصلاتی وجود دارد؟
در حادثه مورد اشاره خبرگزاری ایرنا به نقل از فرماندار مشهد گزارش داد که دو دستگاه خودروی پراید و فیدلیتی برای خرید خربزه در کیلومتر ۵ آزادراه مشهد ـ باغچه در حاشیه آزادراه توقف کرده بودند که یک دستگاه کامیون با آنها برخورد کرد. در این حادثه پنج نفر جان خود را از دست دادند و چهار نفر نیز مصدوم شدند.
فارغ از اینکه تعیین مسئولیتهای قانونی این حادثه بر عهده مراجع قضایی و کارشناسان رسمی است، این رخداد یک پرسش مهم را پیش روی متولیان ایمنی راهها قرار میدهد؛ چگونه در حاشیه یک آزادراه، شرایطی فراهم میشود که رانندگان برای خرید میوه توقف کنند؟
توقف در حاشیه آزادراه، اقدامی پرخطر و مغایر با اصول ایمنی است و رانندگان موظف به رعایت مقررات هستند. از سوی دیگر، فعالیتهای تجاری در حریم آزادراهها نیز تابع ضوابط و مقررات قانونی است. اما در کنار مسئولیتهای فردی، این پرسش نیز قابل طرح است که آیا نظارت بر حریم آزادراهها به اندازهای بوده است که از شکلگیری چنین وضعیتهایی جلوگیری کند؟
هدف از طرح این پرسش، تعیین مقصر نیست؛ زیرا این وظیفه قانون و مرجع رسیدگیکننده است. اما پرداختن به ریشههای یک حادثه، بخشی از مسئولیت رسانه در قبال حقوق عمومی است. اگر زمینههای وقوع یک حادثه شناسایی نشود، احتمال تکرار آن نیز از بین نخواهد رفت.
به نظر میرسد این حادثه میتواند فرصتی برای بازنگری در نحوه نظارت بر حریم آزادراهها، برخورد با فعالیتهای غیرمجاز در این محدوده و همچنین فرهنگسازی درباره مخاطرات توقف در حاشیه راههای پرسرعت باشد. پیشگیری، همواره کمهزینهتر و ارزشمندتر از رسیدگی پس از وقوع حادثه است.
شاید امروز مهمترین پرسش این نباشد که مسئولیت این حادثه در نهایت بر عهده چه کسی قرار خواهد گرفت؛ بلکه این باشد که برای جلوگیری از تکرار حادثه بعدی، چه اقداماتی باید انجام شود و کدام دستگاهها در چارچوب وظایف قانونی خود میتوانند نقش مؤثرتری ایفا کنند؟
اگر این پرسش، پاسخ عملی و مؤثر پیدا کند، شاید حادثه تلخ آزادراه مشهد ـ باغچه دیگر تکرار نشودکه توقف برای خرید در حاشیه یک آزادراه، بهای آن را با جان انسانها باید پرداخت.