مصر از تجزیه یا شکست ایران حمایت نمیکند

خبریافت :به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، «صعودی آهسته» را میتوان توصیفی از روابط ایران و مصر در یک سال گذشته دانست؛ روابطی با متغییرهای متعدد موثر بر آن و با تمام فراز و فرودها، توانست به سطح مناسبی از درک متقابل رسیده و افق پیشروی خود را مثبت ترسیم کند. تهران و قاهره در یک سال گذشته کوشیدند روابط را با اقدامات، تصمیمات و تماسهای متعدد در سطح مطلوب حفظ کنند که شاید مهمترین آنها را باید امضای توافق جدید ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پایتخت مصر و به میانجیگری این کشور دانست.
مصر در یک سال سراسر تنش در منطقه که با حمله هوایی رژیم اسرائیل و آمریکا در بهار و زمستان سال گذشته افزایش چشمگیری یافت، توانست در قامت بازیگری صلحطلب و میانجی ظاهر شود. در این مسیر تماسهای متعددی برقرار شد و مقامات ایران سفرهایی به این کشور داشتند. اکنون مصر در میانه جنگ تحمیل شده علیه ایران از سوی رژیم اسرائیل و آمریکا ایستاده و میکوشد از تنش بیشتر پیشگیری کند و راه را برای پایان دادن به این جنگ بیابد.
بررسی روابط ایران و مصر در یکسال پر تنش و آشوبی که گذشت، محور گفتوگوی ایرنا با «عبدالامیر نبوی» استاد دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل منطقه است. جایی که نبوی از نگرانیهای قاهره در میانه جنگ تحمیل شده علیه ایران گفت و تاکید کرد که برای مصر ایران تجزیه شده کابوس بزرگی است و از این رو تلاش خواهد کرد سیاست مبتنی بر صلحطلبی خود در منطقه را ادامه داد.
مصر همچنان در قبال ارتقای روابط میان دو کشور محتاط خواهد بود
روابط میان ایران و مصر تا پیش از آغاز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران روند رو به پیشرفت و صعودی را طی کرد و حتی مقطعی پیش از این جنگ، موضوع گشایش سفارتخانهها هم مطرح شد، این روند پس از این جنگ به چه صورت پیش خواهد رفت؟
پس از اتمام جنگ، به نظر من روند تعامل از سوی مصریها همچنان با احتیاط ادامه خواهد یافت. البته بحث بهبود و ارتقای روابط سالهاست که از سوی ایران بهطور جدی دنبال میشود و حتی اشتیاق بیشتری نیز از سمت ایران وجود داشته است. همچنین موضوع بازگشایی دفاتر نیز خبری بود که از سوی ایران اعلام اما بلافاصله توسط مصریها تکذیب شد. در واقع، مصریها ضمن آنکه جایگاه ایران را در منطقه میشناسند و آن را مهم تلقی میکنند، منافع و مصالح خود را همچون گذشته در چارچوب جبهه عربی تنظیم و دنبال میکنند؛ به این معنا که مسائل منطقه را مدنظر دارند و نگرانیها و حساسیتهای متحدان خود را در منطقه میشناسند و به آن آگاهاند.
بنابراین، به نظر من پس از پایان درگیریها، مصریها همچنان در قبال ارتقای روابط میان دو کشور محتاط خواهند بود. میدانیم که در برخی موارد میان دو کشور همسوییهایی وجود دارد، مانند مسائل سودان، اما در عین حال اختلافنظرهای جدی نیز مطرح است؛ از جمله در خصوص یمن، لبنان، نوع رابطه با حماس و نوع موضعگیریهای ایران در قبال فلسطین. در مجموع، به نظر میرسد ترکیب این عوامل به این معنا باشد که مصریها ضمن آنکه روابط با ایران را قطع یا کاهش نخواهند داد، آن را در همین سطح حفظ کرده و با گامهایی محتاطانه پیش خواهند برد.
مصر و کشورهای عربی تجزیه ایران را نمیخواهند
پایگاههای آمریکا در شماری از کشورهای عرب منطقه، به دلیل حمله نظامی ایران واشنگتن به ایران، موردحمله قرار گرفت. برخی از پایتختهای این کشورها در حال حاضر روابط خود با ایران را تنشآلود یافته اند، این تنشها چه تاثیری بر روابط ایران و مصر به عنوان کشوری عربی خواهد گذاشت؟
در خصوص اینکه تنشهای فعلی چه تاثیری بر روابط ایران و مصر خواهد گذاشت، بیتردید باید گفت که همین اکنون نیز این تنشها تاثیر خود را گذاشتهاند. مصر بهصورت آشکار و شفاف خواهان پایان جنگ بوده و اعلام کرده است که این درگیریها باید هرچه سریعتر خاتمه یابد. در تماس روسای جمهور دو کشور نیز، رئیسجمهور مصر این نکته را مطرح کرده است. در حال حاضر، تمامی کشورهای عربی، از جمله مصر، در انتظار اعلام پایان درگیریها، برقراری آتشبس و روشن شدن نتایج اولیه هستند تا پس از آن مواضع خود را بهصورت شفافتر و صریحتر بیان کنند. همچنین، مصر ضمن نادرست دانستن حمله به ایران، از سوی دیگر خواهان خویشتنداری ایران در قبال حمله به کشورهای عربی منطقه نیز شده است.
باید توجه داشت که چه مصر و چه سایر کشورهای عربی منطقه، خواهان شکست یا تجزیه ایران نیستند؛ چراکه چنین وضعیتی پیامدهای منفی گستردهای برای منطقه بههمراه خواهد داشت. با این حال، در کنار این موضوع، از هژمونی ایران یا تقویت مجدد جبهه مقاومت نیز استقبال نمیکنند. از این رو، مصر همانگونه که خواهان پایان درگیریهاست، خواهان شکست ایران نیز نیست؛ اما در عین حال، از پیروزی مطلق ایران نیز حمایت نمیکند. این موضوع بهروشنی نشان میدهد که چرا برخی کشورها نسبت به ارتقای روابط رویکردی محتاطانه دارند.
قاهره در تلاش است بهصورت مستقل و بر اساس مصالح و منافع خود عمل کند
اگر قاهره تصمیم بگیرد که در روند درگیری میان ایران و آمریکا موضع مستقل در پیش گرفته و تحت تاثیر کشورهای منطقه نباشد، چشمانداز روابط دو جانبه را چگونه ارزیابی میکنید؟ در صورت عکس این فرض، یعنی تبعیت از جهان عرب دربرابر ایران، آیا روابط به نقط صفر یا حتی تنش باز خواهد گشت؟
مصر کشوری مستقل است و تصمیمات و رفتارهای خارجی آن نیز بهصورت مستقل اتخاذ میشود؛ با این حال، در چارچوب عربی تصمیمگیری و رفتار میکند. به این معنا که همانگونه که پیشتر اشاره شد، نگرانیها و حساسیتهای متحدان خود در منطقه را درک میکند. همچنین، در نگاه خود به روابط استراتژیک با ایالات متحده، اتحادیه اروپا و نیز پیمان مهم با اسرائیل، توازن قوای جهانی را رعایت میکند؛ بهگونهای که روابط نزدیک با چین و روسیه را نیز مدنظر قرار میدهد. بنابراین، در این چارچوب، روابط با ایران به دلایلی که ذکر شد به سطح صفر نخواهد رسید، اما در قالبی عربی و با توجه به شرایط منطقه و نظام بینالملل پیگیری خواهد شد.
همچنین، مصر حساسیتهای سایر کشورها و نیز اهمیت پیمانهایی را که در آنها مشارکت دارد درک میکند. تا کنون نیز تلاش کرده است بهصورت مستقل و بر اساس مصالح و منافع خود عمل کند. به نظر میرسد با توجه به نگرانیهایی که برای خود و متحدانش وجود دارد، از این پس نیز سیاستهایی محتاطانه در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد. تداوم جنگ و تشدید بحران، در یک برداشت کلی، به زیان متحدان عرب مصر است؛ بهویژه کشورهایی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی که سرمایهگذاریهای گسترده و قابلتوجهی در مصر دارند و همکاریهای امنیتی و نظامی نزدیکی نیز با این کشور برقرار کردهاند. بدیهی است که تشدید بحران و افزایش فشار بر اقتصاد کشورهای عربی منطقه میتواند این سرمایهگذاریها در مصر را مختل کرده و به آنها آسیب وارد کند؛ همانگونه که میتواند همکاریهای نظامی و امنیتی مصر با این کشورها را نیز با اختلال و آسیب مواجه سازد. مصر، در عین برخورداری از اقتصادی آسیبپذیر، یکی از بزرگترین و مهمترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و نمیتواند در برابر وضعیت کنونی سکوت اختیار کند.
پرونده روابط ایران و مصر بهطور کامل در اختیار دستگاه دیپلماسی در قاهره نیست
با توجه به اینکه مصر در طول یک سال گذشته تلاش کرد میان ایران و آمریکا میانجیگری کند و ایران در مقاطعی مانند گفتوگو با آژانس و امضای تفاهم با این نهاد، از نقشآفرینی مصر استقبال کرد، آیا میتوان گفت که تهران هم به سطح خاصی از اعتماد به قاهره، دستکم در آن مقطع رسیده بود؟
بله، در تمام این سالها اشتیاق از سوی ایران زیاد بوده است. کافی است به روند اقدامات و فعالیتهای دولتهای مختلف ایران پس از پایان جنگ با عراق توجه شود. در دوره آقای هاشمی رفسنجانی، روابط بهصورت محدود برقرار شد و دفاتر حفاظت منافع طرفین افتتاح گردید. در دورههای آقای خاتمی، آقای احمدینژاد، آقای روحانی، آقای رئیسی و نیز در دوره کنونی آقای پزشکیان، در سالهای مختلف گفتوگوها، دیدارها و رایزنیهایی انجام شده که نشان میدهد تحرکات از سوی ایران بیشتر بوده است. در عین حال، مصریها همواره با احتیاط عمل کردهاند و پرونده روابط با ایران همچنان در دستگاههای امنیتی آن کشور باقی مانده و بهطور کامل در اختیار دستگاه دیپلماسی قرار نگرفته است. البته روابط بهصورت تدریجی و محتاطانه بهبود یافته، اما مصر همچنان نسبت به برخی مسائل مرتبط با ایران نگرانیهایی دارد که پیشتر به آنها اشاره شد.
کشورهای عربی منطقه، از جمله مصر، منافع و مصالح خود را در حفظ نوعی توازن میبینند
این گفتوگو در روزهای آینده و سال جدید شمسی منتشر خواهد شد و قاعدتا درباره روند تحولات نمیتوان پیشبینی خاصی انجام داد اما مصر در حال حاضر و با توجه به تداوم و تشدید تنش نظامی میان ایران و آمریکا چه نگرانیهایی دارد؟
اهداف، نگرانیها و اقدامات مصر در قبال بحران اخیر را میتوان چنین تبیین کرد که مصر در روزهای اخیر بارها با کشورهای عربی منطقه اعلام همبستگی کرده است، بهویژه با عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، کویت و قطر و حتی با اردن. این کشور نسبت به تشدید بحران و گسترش درگیریها هشدار داده و تلاش کرده با فعالسازی مکانیزمهای عربی، واکنش سیاسی جدیتری نسبت به تحولات منطقه نشان دهد.
همچنین، از طریق گفتوگوهای مکرر رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مقامات مصری با سران و وزرای کشورهای منطقه، از جمله ایران، سعی شده است نقش مصر بهعنوان یک بازیگر مسئول، مورد اعتماد همه طرفها و توانمند در ایفای نقش میانجیگری، برجسته شود. این اقدامات مصر نشاندهنده تلاش آن کشور برای مدیریت بحران، حفظ توازن منطقهای و جلوگیری از تشدید تنشهاست. اقدامات مصر در واقع از دو دسته نگرانی ناشی میشود. نخست، آنچه میتوان از آن بهعنوان نگرانیهای عام مصر یاد کرد؛ یعنی نگرانیهایی که میان مصر و سایر کشورهای عربی منطقه مشترک است. اولین نگرانی، تشدید بحران و بروز یک جنگ منطقهای تمامعیار است که میتواند اقتصاد و امنیت کشورهای مختلف، از جمله مصر، را بیش از پیش درگیر کرده و با آسیبهای جدی مواجه سازد. بدیهی است که با تشدید بحران، فشارهای موجود بر اقتصاد و امنیت کشورهای عربی، از جمله مصر، افزایش خواهد یافت.
نگرانی دوم کشورهای عربی منطقه، از جمله مصر، این است که نتیجه جنگ به پیروزی کامل ایران یا پیروزی کامل اسرائیل منجر شود. در هر دو حالت، چنین وضعیتی برای کشورهای عربی، از جمله مصر، قابل قبول نخواهد بود؛ زیرا به شکلگیری یک قدرت برتر و در نتیجه بازترسیم نقشه سیاسی منطقه میانجامد که در هیچیک از این دو سناریو به سود این کشورها نیست.
در واقع، کشورهای عربی منطقه، از جمله مصر، منافع و مصالح خود را در حفظ نوعی توازن میبینند و در همین چارچوب آن را پیگیری میکنند. چنانچه ایران یا اسرائیل به هژمونی دست یابد و به قدرت برتر منطقهای تبدیل شود، این امر به معنای برهم خوردن توازنهای پیشین خواهد بود و میتواند در سالهای آتی فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بر این کشورها را افزایش دهد.
نگرانی سوم مصر بهصورت کلی این است که تداوم جنگ و تشدید بحران به زیان متحدان عرب مصر خواهد بود؛ بهویژه کشورهایی مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی که سرمایهگذاریهای گستردهای در مصر انجام داده و همکاریهای امنیتی و نظامی نزدیکی با این کشور دارند. تشدید بحران و فشار بر اقتصاد کشورهای عربی منطقه میتواند سرمایهگذاریهای آنها در مصر را مختل کند و به آن آسیب برساند. همچنین، این وضعیت ممکن است خلل و آسیبهایی به همکاریهای نظامی و امنیتی میان مصر و این کشورها وارد آورد. مصر، با وجود اقتصادی آسیبپذیر، یکی از بزرگترین و مهمترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و نمیتواند در برابر چنین وضعیت فعلی سکوت کند.
با این حال، باید به دو نگرانی خاص مصر نیز اشاره کرد. نخستین نگرانی آن است که تداوم یا تشدید بحران میتواند به عبور و مرور کشتیها و نفتکشها از دریای سرخ و کانال سوئز آسیب وارد کند. در صورتی که انصارالله یمن بهطور جدی وارد درگیریها شود، روند تردد دریایی مختل خواهد شد. در نتیجه، هم امنیت مصر از ناحیه دریای سرخ آسیب خواهد دید و هم درآمدهای این کشور از کانال سوئز بار دیگر کاهش مییابد. شایان ذکر است که گفته میشود در دور پیشین درگیریها و اختلال در تردد کشتیها از کانال سوئز، بین سه تا ده میلیارد دلار از درآمدهای خارجی مصر کاهش یافته است که برای اقتصادی آسیبپذیر، رقم قابل توجهی محسوب میشود. در صورت تکرار چنین وضعیتی، اقتصاد و امنیت مصر، بهویژه به دلیل همجواری با دریای سرخ، با آسیبپذیری بیشتری مواجه خواهد شد.
نگرانی دیگر مصر، احتمال اوجگیری مجدد فعالیتهای رادیکال در منطقه و بهویژه در داخل این کشور است. تجربه نشان داده است که در شرایط جنگ و بحران، فعالیت گروههای تروریستی و جریانهای رادیکال افزایش مییابد و از فضای بیثباتی و آشفتگی بیشترین بهره را میبرند. مصریها نگراناند که بار دیگر شرایط در شبهجزیره سینا تحت تأثیر قرار گیرد؛ منطقهای که طی سالهای گذشته بارها با چالشهای امنیتی مواجه بوده است. از سوی دیگر، این نگرانی نیز وجود دارد که گروههای رادیکال، از جمله حماس، از این وضعیت بهرهبرداری کرده و فعالیتهای خود را در غزه تشدید کنند. از اینرو، مصر از اوجگیری فعالیتهای رادیکال در منطقه متضرر خواهد شد و به همین دلیل نیز از این منظر خواهان پایان هرچه سریعتر درگیریهاست.
در صورت بروز هرگونه بیثباتی در مصر، پیامدهای منفی آن بسیار سنگین خواهد بود
بر فرض عبور رژیم اسرائیل و آمریکا از سد ایران، آیا این عبور و شکست ایران میتواند آنها را برای ماجراجویی در قبال کشوری مانند مصر هم مصمم کند؟
در پاسخ باید گفت که اسرائیل بهخوبی از جایگاه مهم منطقهای و استراتژیک مصر آگاه است و قراردادهای مهمی نیز با این کشور دارد. همچنین، مصر را بهعنوان یکی از بازیگران موثر در حفظ امنیت منطقه تلقی میکند. از اینرو، در چارچوب این توافقها و روابط پایداری که طی دهههای گذشته میان مصر و مهمترین بازیگران جهانی شکل گرفته است، بعید به نظر میرسد که در قبال مصر دست به ماجراجویی بزنند. باید توجه داشت که در صورت بروز هرگونه بیثباتی یا هرجومرج در مصر، پیامدهای منفی آن برای خاورمیانه و شمال آفریقا بسیار گسترده و سنگین خواهد بود. مصر در مقایسه با کشورهایی مانند سودان یا لیبی، بازیگری بهمراتب مهمتر در منطقه بوده و است. با این حال، این احتمال وجود دارد که از شرایطی مانند آنچه توصیف شد، برای افزایش فشار بر مصر استفاده شود؛ اما در مجموع، بعید است که ماجراجویی مستقیمی علیه این کشور صورت گیرد، چراکه مصر عملاً در چارچوب نظم منطقهای و بینالمللی ایفای نقش میکند.
کشورها تمایلی به میانجیگری بین ایران و آمریکا ندارند
آیا میتوان گفت که این کشور از پتانسیل لازم برای میانجیگری بین آمریکا و ایران به منظور رسیدن به صلح برخوردار است؟ آیا چنین انگیزهای در قاهره وجود دارد؟
به نظر میرسد نه مصر و نه هیچ کشور دیگری از ظرفیت یا انگیزه لازم برای میانجیگری موثر میان آمریکا و ایران برخوردار نیست. واقعیت آن است که اختلافات، رقابتها و درگیریهای میان ایران و آمریکا طی چند دهه به نوعی ستیزه هویتی تبدیل شده و سیاستمداران دو کشور نه اراده، نه انگیزه و نه تمایل لازم برای عبور از این وضعیت را دارند. همانگونه که مشاهده میشود، کنشگران هر دو کشور عمدتاً نگاهی به گذشته دارند و بهطور مداوم پروندههای پیشین را بازگشایی میکنند، در حالی که توجه چندانی به آینده ندارند و به نظر میرسد در شرایط فعلی نیز چنین رویکردی ادامه یابد. تا زمانی که سیاستمداران و کنشگران دو کشور اراده نکنند از ظرفیتهای موجود برای بهبود روابط استفاده کنند، بعید است هیچ کشور دیگری بتواند در این زمینه نقش موثری ایفا کند.
البته در مقاطع کوتاهی پس از انقلاب در ایران، تلاشهایی برای عبور از گذشته شکل گرفت؛ همانگونه که در میان برخی سیاستمداران آمریکایی نیز نشانههایی از چنین تمایلی مشاهده شد، اما این رویکردها و تلاشها به دلایل مختلف به نتیجه مشخصی نیانجامید.
مصر، ایران را کشوری عادی و مسئولیتپذیر در سطح منطقه و نظام بینالملل میخواهد
پایان این جنگ تحمیلی با سناریوهای مختلفی در حال بررسی است، سناریویی که اسرائیل مدعی آن است یعنی سقوط نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران، سناریوی که آمریکا میخواهد یعنی سلطه بر منابع و نظام سیاسی در ایران و سناریویی که ایران میخواهد یعنی تنبیه متجاوز و تداوم نظام جمهوری اسلامی ایران، از دیدگاه حضرتعالی، مصر در حال حاضر کدام یک از این سناریوها را برای خود بهینه میداند؟
به نظر من مصریها خواهان تجزیه یا شکست ایران نیستند؛ بلکه برعکس، از تداوم استقلال و تمامیت ارضی ایران حمایت میکنند. با این حال، تمایلی نیز ندارند که ایران به هژمون منطقه یا قدرت برتر منطقه تبدیل شود. از منظر آنان، بهترین وضعیت آن است که ایران به کشوری عادی و مسئولیتپذیر در سطح منطقه و نظام بینالملل تبدیل شود و در چارچوب شرایط موجود منطقهای و بینالمللی به فعالیت، موضعگیری و رفتار بپردازد. در عین حال، اگر چنین امری محقق نشود و ایران بخواهد به سیاستهای پیشین خود، بهویژه در قالب آنچه «جبهه مقاومت» نامیده میشود، ادامه دهد، از نگاه آنان ترجیح بر آن است که ایران در موقعیتی ضعیف باقی بماند. در مجموع، با دقت در این رویکرد میتوان گفت که این موضع، کمابیش دیدگاه غالب در میان کشورهای عربی منطقه بهشمار میرود.


